شهادت می دهند...! - تاریخ: 1397/2/23 ساعت: 19:57
پ ن: به امید دیدن خداوند در لحظه لحظه زندگی دنیایمان...
کافیست وازه ها را راهی کنم - تاریخ: 1397/2/23 ساعت: 19:57
زیارت شما آسان ترین کار است وقتی فرشته ها مامور رساندن سلامند کافیست وازه ها را راهی کنم السلام علیک یا اباعبدالله پ ن: دلتنگم...
زندگی کن اما...!(دل نوشته شماره چهارم) - تاریخ: 1397/2/23 ساعت: 19:57
شهادت یعنی زندگی کن، اما فقط برای خــــدا گاهی نوشتن سخت می شود سخت سخت سخت ولی باز هم می توان و باید نوشت می توان از خود و زندگی خود برای خودهم که شده بنویسم(مخاطب اکثر جملات خودم هستم جهت یادآوری به خودم) گناهان ما می آیند آدم ها می آیند و می روند ... اعتقادات ما عوض میشوند ، دنیا هر روز پر میشود ...
خیری ندیدم از این اختیار ها.... - تاریخ: 1397/2/23 ساعت: 19:57
بسا چیزى را ناخوش داشته باشید که آن به سود شماست و بسا چیزى را دوست داشته باشید که به زیان شماست، و خدا مى u200fداند و شما نمى u200fدانید...بقره آیه ۲۱۶ پ ن: ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن خیری ندیده ایم از این اختیار ها
مدرکتو بذار در کوزه آبشو بخور...! - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:13
بالاخره انتخابات تمام شد! امروز رفتگران وعده ها را جمع میکنند...!!! مواظب باشند مسئولین به تحقق وعده های خود... و اما امروز بعد از چهار پنج روز الافی و برو بیا و ... یه کاغذ آچار که از هر طرفش چهار سانت سفیده و فقط اون وسطش یه کم عدد و اسم و... نوشته شده بود رو گرفتم... خیلی اذیت کردن...! قانون ادار...
ولی به سوی ساحل هم پارو بزن... - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:12
دعا کن و از خدا بخواه فقط از خدا...! ولی به سوی ساحل هم پارو بزن... پی نوشت: تصمیم گرفتم در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کنم و حدود 50 روز دیگر فرصت تا آزمون حال من ماندم و زمان معکوس تا 17 اردیبهشت... سعی و تلاشم رو بر خواندن کتب خواهم داشت اما همچنان امیدم به خدا
من و دلتنگی یهویی...! - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:10
نمیدونم چی شد، یهویی دلم تنگ شد برا...
بعید میدونم...! - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:09
چه جمله ساده ای گفت اما برایم سنگین بود...! بهم گفت: خوب به سلامتی مدرک کارشناسیتو گرفتی و بعدشم میری سرکار و ... گفتم: بعید میدونم...! یهو نمیدونم چی شد یهو برگشت و یه نگاه عجیبی بهم کرد و انگشت دستشو به سمت بالا گرفت و گفت: اگه اون بالایه بخواد میشه و اگه نخواد و تمام دنیا بخوان، نمیشه... همین یه ...
اگر... - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:07
اگر "سالی که نکوست از بهارش پیداست"... وای به حال من...!! اگر...
خدا را در این شناختم ... - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:06
خدا را در این شناختم که آنچه من خواستم نشد، آنچه خدا خواست شد... امام علی علیه السلام پ ن: عجب حدیث ساده و زیبایی...
فقط یکبار...!! - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:05
گاهی زندگی سخت و گاهی ما سخت ترش میکنیمگاهی آرامش داریم و خودمان خرابش میکنیمگاهی خیلی چیز ها رو داریم اما محو تماشای نداشته هایمان میشویمگاهی حالمان خوب است اما با نگرانی فردا خرابش میکنیمگاهی میشود بخشید اما با انتقام ادامه اش میدهیمگاهی میشود ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدهیمگاهی باید انصراف ...
دیدار انجمن اسلامی دانش آموزان با رهبری - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:03
این "شور" که در موقع دیدار رقم خورد طعنه به دل مطرب و آواز و غنا زد...!
صبـــــــــر - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 16:01
یه چند ماهی اصلا به وبلاگ سر نزدم، اصلا... و علتشم یکسری مسائلی بود که در زندگی اکثر آدما هست...! اگه ازم بپرسند که برگردی به دوران 10 سالگیت چیکار میکنی؟ میگم فقط صبــــــــر واقعا صبر خیلی مهمه که من تو زندگیم خیلی کم توجه کردم... الانم به چیزایی که خواستم و مناسب بود واسم رسیدم... اگه خدا بخواد ت...
سهم من فقط شنیدن خاطراتشون بود...! - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 15:59
سهم من فقط شنیدن خاطراتشون بود...! حدود دوماه پیش شب با تعدادی از دوستان به کویر خارا رفتیم که بارش شهابی برساوش رو ببینیم و لذت وافری بردیم از آسمان اونجا... صبح هنگام برگشت توی ماشین که پنج نفر بودیم بچه ها شروع کردن به بیان خاطرات سفرشون به کربلا... جوری تعریف و تشریح میکردند که انگار داشتم میدید...